|
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ارومیه
|
به نام انسان، آزادی، برابری
بیانیه شماره (۱)
توده های زحمتکش و آزادیخواه ایران:
این روزها شاهد ترکیدن بغض توده های مردم, جوانان ,زنان و کارگران از ۳۰ سال حکومت سراسر تبعیض ، تحقیر و نابرابری بودیم .۲۲خرداد تکرار سناریوی سی ساله ای بود که این بار این مضحکه تکراری بیش از پیش عریانی دروغ حاکمیت اسلام سیاسی در ایران را به نمایش گذاشت.انتخاباتی که بیش تر به انتصابات رهبری و شورای نگهبان شبیه است تا قدرت انتخاب دموکراتیک توده های ایران.این انتصابات که با حضور مردم در پای صندوق های رای برگزار شد نمایش نامه ای بود که می خواست از مردم ایران براي كسب مشروعيت به عنوان سیاهی لشکر استفاده نمايد. هر چند که سابقه این رژیم و قانون اساسی ضد انسانی آن در طول سی سال گذشته بخوبی نشان داده است که هیچگونه قابلیت اصلاح و یا تغییر در این چارچوب را نداشته و ندارد. حکومتی که از همان روزهای اول به قدرت رسیدن دست به کشتار و تصفیه های خونین مخالفین و حتی منتقدینی از جنس خود زده است و تحمل شنیدن هیچگونه صدای اعتراضی را ندارد ، چگونه می تواند به خواست و آرای مردم احترام بگذارد. حافظه تاریخی مردم ایران هنوز هم خاطره کشتارهای سیاسی سال های ۶۰ و ۶۷ و اعدام مخالفین حکومت اسلامی را از یاد نبرده است که چگونه هزاران انسان بی گناه صرفا به جرم داشتن باورهای انسانی توسط جلادان رژیم و با تایید همین به اصطلاح کاندیداهای امروز قتل عام گردیده اند.
رژیم از روز بعد از انتخابات و با آشکار شدن تقلب گسترده در آرا شروع به سرکوب ، دستگیری و کشتار توده های مردم و دانشجویان کرده و با حمله مغول وار به اجتماعات مردمی و خوابگاه های دانشجویی سعی در تکرار رویه همیشگی خود که همان داستان سیاه سه دهه گذشته رژیم می باشد، نموده است.اما این بار بر خلاف گذشته مطالبات مردم وارد فاز جدیدی گشته است و از آن شعارهای قبل از انتخابات خارج گشته و مطالبات رادیکالتری را مطرح می کند. با وجود به کار افتادن هر چه بیشتر دستگاه های سانسور حاکمیت در مطبوعات، فیلترینگ گسترده تر سایت های خبر رسانی در اینترنت،قطع اس ام اس ، و منع خبرنگاران رسانه های خارج از کشور از پوشش این وقایع، اما باز هم صدای حق طلبی و آزادی خواهی مردم ایران به گوش جهانیان رسید و حکومتی که سعی داشت با برپایی انتصاباتی فرمایشی اندک مشروعیتی را برای خود دست و پا کند را بیش از پیش رسوا نمود.ما ضمن محکوم نمودن كشتار و سركوب هاي اخير و ضمن ابراز همدردي با خانواده كليه جانباختگان در طي روزهاي گذشته خواهان آزادي سريع و بي قيد و شرط كليه زندانيان سياسي و دستگير شدگان مي باشيم و اعلام ميداريم كه عاملين و آمرين جنايات اخير از لباس شخصي ها گرفته تا روساي دانشگاه ها و مزدوران قمه به دستي كه به جان مردم افتاده اند و در راس آن ها سران حكومتي بايد در دادگاه هاي عادلانه مردمي محاكمه شوند . در پايان بار ديگر اعلام همبستگي و حمايت خود را از توده هاي مردم حاضر در خيابان هاي ايران اعلام مي داريم.
زنده باد رادیکالیزم اجتماعی
جمعی از فعالین مستقل کارگري - دانشجویان مستقل کمونیست دانشگاه های کردستان
۲ تیرماه
در شرایطی که ماهیت نظام سرکوبگری بود،
در شرایطی که گالریها هنر فاخر را به نمایش می گذاشتند، در شرایطی که نظام های آموزشی در باب ادبیات مستعد سخنوری می کردند، در شرایطی که هنر همچون ابژه ی غایب میل مخاطب معرفی می شد و این معیاری بود برای نرخ گذاری دلالان سودجو، در شرایطی که شعار "هر چه هنرتان غایب تر و بی مفهوم تر، گران تر" بر سر در گالریها نوشته می شد، در شرایطی که استادان سخنور پالوده گی هنر از امر اجتماعی را موعظه می کردند، در شرایطی که بهترین گالریها، خانه های خصوصی در خلوتترین جای شهر بودند و همچون نمایی از بهشت عیاشانه ی تهی شده از خیابان رخ می نمودند... یک سال و اندی پیش مجله ی الکترونیکی زغال را منتشر کردیم. با این نگاه که "ما معتقدیم اگر تولیدی در کار باشد حاصل گفتگوهای گروهی است. اینجا محل نمایش تولیدات ماست. محل ضبط صدای دیالوگهای جمعی مان. تصاویرمان چیزی جز گفتمان بدنهایمان و زبانمان فراتر از آواهایمان نیست. ما از اندیشه های اقلیتی- و نه از استادان سخنور- یاد گرفته ایم زبان اقلیت زبان آوایی است. زبانی که آواهای از فرم تهی شده را جایگزین زبان سخنوری کرده است. در زبان اقلیت همه چیز ارزش جمعی و اشتراکی می یابد. ما معترفیم که هیچ کدام از ما آدمهای با استعدادی نیستیم چرا که استعداد شیوه ی بیان فردی است. استعداد مربوط به "ادبیات استادی"، "ادبیات مولف" است. "هنر استادن" را نه یاد می گیریم ونه می فهمیم شان و به این خاطر است که یاد نخواهیم داد بلکه اجرا خواهیم کرد". نوشتیم: "هیچ کدام از شما را دوست نداریم بلکه نهایت تلاشمان در به دام اندختن شماست. بیشتر از آنکه با شما در آمیزیم، گرفتارتان می کنیم. اگر حوا، آدم را دوست می دارد و با او در می آمیزد، در مقابل "لیلیث" شرورانه به جلد دختران می رود و آنها را اغفال می کند."چرا که قبل از حوا لیلیث بود". شرارت لیلیث را می ستاییم و به شما میوه ی ممنوعه تعارف می کنیم. همراه "لیلیث" کسانی که تنها می خوابند را آزار می دهیم. مراقب تنهائیهایتان باشید! تصاویر ما را نقاشان بیمار، هر چه آزاردهنده تر ترسیم می کنند".
در تمامی این مدت در باب هنر اجتماعی، گفتارهای دسته جمعی، سوسیوارگاسم در هنر، هنر خیابانی و شهری اندیشیده و آنها را به اجرا درآوردیم. هیچ فقدانی در کار نبود، فقط ما آدمهای رانده شده بودیم. از روزی که دریافتیم هنر یک امر اجتماعی است خودمان را در بستر اجتماع ای از قبل تسخیر شده یافتیم. همه جا در تصرف دیگری بود و این ما را به مبارزه وامی داشت. مسئله سر این نبود که هنر دست یک طبقه ی مسلط است بلکه فهمیدیم هنر زاده ی جامعه ی طبقاتی است و این در درجه ی اول ما را بر آن داشت تا به هاله ی متافیزیکی که دور هنر شکل گرفته بود بی اعتقاد شده و مفهوم ارزش مصرف را پیش بکشیم. بستری ما را تولید کرده بود که باید برای نابودیش مبارزه می کردیم. تنها راه رادیکالیزه کردن هنر و اندیشه بود. هیچ فقدانی در میان نبود و همین باعث شد خود را مقعدزاده گانی بدانیم که کارشان نه دست یافتن به ابژه ی میلشان بل نابودی پدر بود. برای مثال دریافتیم در تجمعمان در دانشگاهها -و هر مکان دیگری که قابلیت عدول از هنجار را دارند- در حقیقت یک هنر پرفورمنس را رقم می زنیم. همه ی این یافته هایمان باعث شد نبوغ هنری را به نفع بلوغ هنری فراموش کرده و به جای "هنر خوب" بدنبال آگاهی هنری باشیم. ما معتقد به سوبژکتیو جمعی در هنر شدیم به جای آنکه تن به سوژه های چندگانه و منحرف پست مدرن هنری دهیم. این سوبژکتیویته ی هنری ما را بر آن داشت تا یک جنبش هنری را در کنار سایر جنبشهای اقلیتی پایه ریزی کنیم و نقطه ی اشتراکمان را رادیکال بودنمان بدانیم. جنبشی در کنار جنبش کوئیر، جنبش دانشجویی مستقل و جنبشهای اقلیتی دیگر. نکته ی مهم اینجاست که ما فکر می کردیم این جنبشها فهمیده اند که جنسیت و نژاد و سایر مولفه هایی که باعث بوجود آمدنشان شده اند، مانند هنر ماهیتاً زاده ی جامعه ی طبقاتی اند. با این پیش فرض در کنارشان قرار گرفتیم که آنها دریافته اند جامعه ی سرمایه داری قابلیت هویت بخشی به آنها را دارد و به این خاطر نه بدنبال هویت یابی بلکه خواستار نابودی جامعه ی طبقاتی اند. همه ی این جنبشها می دانند که جامعه ی سرمایه داری همیشه فاقد ابژه ی مطلوب آنها هستند چرا که این جوامع اساسا بر روی فقدان خواسته هایمان پایه ریزی شده اند. ما نمی توانیم خواستار چیزی باشیم که دیگری فاقد آن است. تنها مطالبه ی ما سرنگونی آنهاست.
اخیرا مقوله ی انتخابات باعث شد جنبش هایی که ما اقلیتی می پنداشتیم پا در میان گذاشته و خواهان یک سری مطالبات خود از کاندیداهای مشخص شوند. آنها اصل را فراموش کردند و تن به این بازیهای انتخاباتی دادند. شاید بیشتر به این خاطر بود که تشدید سرکوب از طرف نظام در این سالهای اخیر توسط آن بوزینه ی کوتوله باعث شد به طرز تعجب آوری همه ی نگاهها به سمت انتخابات بازگردد. این خوش بینی ای توده ای از آنجا ناشی می شد که اکثریت، انتخابات در ایران را برخلاف غرب واجد حداقلی از سیاست می دیدند. در تفاوت بین ساختارهای نظام های مبتنی بر لیبرال دموکراسی غربی -که انتخابات در آن دولتها آشکارا امری معناباخته است- و نظام جمهوری اسلامی شکی نیست. اما نباید به همان خصیصه های مورد اشاره ی خودشان یعنی "نظارت استصوابی، مشخص نبودن مرز دستگاههای سرکوب و ایدئولوژیک دولت، منفعل بودن منتخبان مردم و غیره" بی اعتنا می شدند. یا به این احتمال که یک دولت کودتا ممکن است قدرت را تصاحب کرده و انتخابات و رای مردم را بدل به امری بی معنا سازد. اتفاقی که بالعینه رخ داد و ملت هاج و واج از نتایج انتخابات به خیابانها ریختند. ما بدنبال حداقل خواسته ی سیاسی نیستیم وقتی که می بینیم سرکوب ماهیت نظام است. یک جنبش هنری رادیکال چه خواسته ای می تواند از نماینده گان نظام داشته باشد؟ در این نظامها همیشه این شکل سرکوب است که عوض می شود. و ما با دیدن سرکوب بیشتر، آواهایمان را بلندتر فریاد خواهیم زد و هنرمان آزاردهنده تر از قبل خواهد بود. دیدیم که نوچه های نظام دیشب کوی دانشگاه را دریدند و بار دیگر سرکوبگری خود را با وقاحت تمام به نمایش گذاشتند. در مقابل این واقعه احتمالا اصلاحات تنها یک وظیفه دارد و آنهم هنجارمند کردن وضعیت پیش آمده است. اما ما معتقدیم با دیدن این سرکوبها، خیابان ها به بستری برای مبارزه بدل می شوند بیشتر از آنکه محلی برای اعلام حداقل مطالبات باشند.
جنبش هنری، اقلیتی است که همیشه آن پتانسیل سیاسی برای نابودی وضعیت هنجارمند را در خود می بیند و بقیه را به رادیکالیزه کردن و هنجارزدایی فرا می خواند. جنبش هنری بی آنکه از کسی حمایت کند، بر علیه هنجارها می شورد و حتی اگر دوباره خیابانها خالی شوند به کار خود ادامه داده و خانه بدوش باقی خواهد ماند. ما نه اکنون بلکه در هر وضعیتی فریاد می زنیم: "تنها راه رهایی حذف دیگری است". اعضای جنبش هنری همچون لیلیث شما را در تنهائیتان بر می آشوبند و به خیابان ها فرا می خوانند.
صبح دیروز سه شنبه 26 خرداد دانشجویان دانشگاه ارومیه در اعتراض به نتایج اعلام شده ی انتخابات در پردیس نازلو دست به تجمع زدند.
ساعت 9 صبح روز گذشته ابتدا دانشجویان دانشکده های فنی و دامپزشکی در محل دانشکده ی خود تجمع کرده و جلسات امتحانی را به تعطیلی کشاندند. سپس به سمت دانشکده کشاورزی به راه پیمایی پرداخته، و در محوطه ی آن دانشکده متحصن شدند. معترضین شعار می دادند: "مرگ بر کودتا"، "مرگ بر دیکتاتور". این تجمع پس از ساعاتی و با اعلام به تعویق افتادن امتحانات هفته ی جاری توسط مسئولین دانشگاه خاتمه یافت. پیش بینی می شود اعتراضات ظرف چند روز آینده نیز ادامه یابد.
شایان ذکر است که در جریان رویدادهای دیروز مسئولان امنیتی از حرکت سرویس های دانشجویی از شهر به سمت پردیس نازلو جلوگیری می کردند.
گزارشات تکمیلی را متعاقباً منتشر خواهیم کرد.
توضیح: بدلیل کند بودن ارتباطات اینترنتی و اختلال در دسترسی به سرویس بلاگفا، بروز رسانی این وبلاگ با مشکل روبروست. چنانچه در روز های آینده چنین مشکلاتی ادامه یابد، می توانید اخبار و گزارشات ما را در سایت "آزادی برابری" پیگیری نمایید.
دوشنبه ۲۵ خرداد، ارومیه نیز هم زمان با دیگر شهرها شاهد حضور گسترده ی مردم معترض بود. تجمع دوشنبه ابتدا ساعت ۵ عصر در خیابان خیام و به شکلی آرام همراه با سردادن شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاتور"، "موسوی موسوی، رای مرا پس بگیر"، "دولت کودتا نمی خوایم نمی خوایم" و ... آغاز شد.
معترضین با حرکت به سمت میدان خیام وارد خیابان باکری شده و به سوی تقاطع کاشانی در حرکت بودند که با حمله ی شدید نیروهای ضد شورش مواجه شدند. نیروهای موتورسوار به میان جمعیت ریخته و سعی در متفرق کردن آنان داشتند. در همین حین نیروهای پیاده به ضرب و شتم شدید مردم پرداخته و چندین نفر را که به شدت زخمی شده بودند، بازداشت کردند.
در همین هنگام درگیری دیگری در خیابان طرزی رخ داد. یورش مأموران به سمت جمعیت معترض با پرتاب سنگ از سوی مردم پاسخ گرفت. با افزایش نیروهای ضد شورش و بستن خیابان طرزی از دو سو و محاصره ی مردم، تعداد زیادی زیر ضرب باتون مأموران گرفتار گردیده و به شدت مجروح شدند. به گزارش شاهدان عینی، هم چنین عده ی زیادی نیز بازداشت شدند.
پس از این درگیری ها برای دقایقی خیابان های خیام، طرزی، و قسمت هایی از خیابان امام در قرق کامل نیروهای ضد شورشی بود که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد.
پس از گذشت اندکی خیابان امام مجدداً مملو از جمعیت شد. موتورسواران پلیس جهت متفرق کردن مردم با باتون و کپسول های سمپاش و شلیک گاز اشک آور به میان آنان حمله ور شدند. این تعقیب و گریز تا چند ساعت هم چنان در خیابان های امام، سرداران، طرزی و خیام ادامه داشت. شهر به حالت تعطیل درآمده و فضای خیابان ها به شدت ملتهب بود. به گزارش شاهدان عینی تعداد بازداشت ها و مجروحین بسیار گسترده بود. هم چنین شایعاتی نیز مبنی بر کشته شدن یک نفر در جریان درگیری های امروز در خیابان خیام به گوش می رسد.
فايل هاي ويديويي اين درگيريها:
از بعد از ظهر دیروز و پس از اعلام زسمی نتایج انتخابات ریاست جمهوری، مردم ارومیه نیز همزمان با مردم دیگر شهرها به خیابان ها ریختند و دست به اعتراض گسترده ای زدند.
عصر دیروز ایتدا عده ی زیادی از مردم در مقابل استانداری دست به تجمع زدند. مردم که در حمایت از موسوی شعار می دادند، خواستار احقاق آرای خود بودند. این تجمع که بصورت نشسته و آرامی در حال برگزاری بود، با حمله ی نیروهای ضد شورش به درگیری کشیده شد. در همین حال معترضین از مسیر خیابان امام ـ خیابان خیام به سمت میدان جهاد حرکت می کردند که هر لحظه بر شمار آنان افزوده می شد و در حالی که پیوسته مورد هجوم نیروهای ضد شورش قرار می گرفتند، شعار "موسوی موسوی" سر می دادند. درگیری ها ابتدا در تقاطع خیام-امام شدت گرفت، اما شدیدترین درگیری ها در تقاطع کاشانی-بهشتی (دانشکده) اتفاق افتاد. نیرو های ضد شورش به طرز وحشیانه ای به معترضین که به سمت آنها سنگ پرتاب می کردند،حمله ور شدند و چند ده نفر را بازداشت کردند. پس از این ماجرا در حالی که نیروهای ضد شورش با هر تجمع حتا ۳-۴ نفره ای نیز برخورد می کردند، اما فضای شهر هم چنان ملتهب بود و مردم خیابان ها را ترک نمی کردند.
در حال حاضر و تا لحظه ی تهیه ی این گزارش (ساعت دوازده شب) فضای خیابان های اصلی شهر هم چنان ملتهب است و نیرو های ضد شورش در چهار راه ها مستقر شده اند و عده ی زیادی از آنها نیز سوار بر موتورسیکلت مانور می دهند. شنیده ها حاکی است اعتراضات امروز نیز ادامه خواهد داشت.
گزارش های تکمیلی و هم چنین گزارش های مربوط به درگیری های احتمالی امروز همراه با تصویر متعاقبا منتشر خواهد شد.